طواف از طبقات جدید مسجد الحرام

خلاصهء درس :

ادامه مطلب...
 

نکات ( 8 )

نکتهء هشتم : ذکر خدای متعال و یاد او همه اش نور است و برکت ، امّا بعضی از اذکار و اوراد هستند که به دلیل شدّت لطافت و یا کمال قوّت ، اشتغال طولانی مدّت به آنها برای هر کسی مناسب نیست ؛ مثلاً آیهء نور و ذکر « لا هُوَ الّا هو » از این قبیل اند. اگر کسی با اعداد کم و مثلاً با قصد وصول به ثواب یاد خدا و عبادت و مانند آن به اینها مشغول شود بسیار خوب است ، امّا اگر قصد انس جدّی به این اذکار و رسیدن به خواصّ مخصوص آنها ( مثلاً در مورد آیهء نور ، علم ، و در مورد « لا هُوَ الّا هو » ، محبّت و شوق به حضرت حقّ ) را دارد ، و به بیان دیگر ، می خواهد به ریاضتِ این اذکار مشول شود ، باید تحت اشراف استاد کامل و حکیم حاذقی باشد و در این کار فقط و فقط به امر او عمل نماید. در غیر این صورت به احتمال زیاد گرفتار عوارضی خواهد شد و به قول یکی از بزرگان « چوب خواهد خورد » !

 

برخیز تا هزار قیامت به پا کنی

غزلی از فروغی بسطامی رضوان الله علیه ( متوفّای 25 محرّم 1274 ). از ابیات این شعر ، بیت هشتم مشهورتر شد و بعدها ، به شکلهای مختلف ، در شعر و نثر ، گاه همچون یک ضرب المثل ، به کار گرفته شد.

خوش آن که حلقه‌های سر زلف وا کنی

دیوانگان سلسله ‌ات را رها کنی

کار جنون ما به تماشا کشیده است

یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی

کردی سیاه زلف دوتا را که در غمت

مویم سفید سازی و پشتم دوتا کنی

تو عهد کرده‌ای که نشانی به خون مرا

من جهد کرده‌ام که به عهدت وفا کنی

من دل ز ابروی تو نبرّم به راستی

با تیغ کج اگر سرم از تن جدا کنی

گر عمر من وفا کند ای تُرک تندخوی

چندان وفا کنم که تو ترک جفا کنی

سر تا قدم نشانهٔ تیر تو گشته‌ام

تیری خدا نکرده مبادا خطا کنی

تا کی در انتظار قیامت توان نشست

برخیز تا هزار قیامت به پا کنی

دانی که چیست حاصل انجام عاشقی

جانانه را ببینی و جان را فدا کنی

شکرانه‌ای که شاه نکویان شدی به حسن

می‌باید التفات به حال گدا کنی

حیف آیدم کز آن لب شیرین بذله‌گوی

الّا ثنای خسرو کشورگشا کنی

ظلّ اله ، ناصر دین ، شاه دادگر

کز صدق بایدش همه وقتی دعا کنی

شاها همیشه دست تو بالای گنج باد

من هی غزل سرایم و تو هی عطا کنی

آفاق را گرفت فروغی فروغ تو

وقت است اگر به دیدهٔ افلاک جا کنی

 

به ماهتاب چه حاجت شب تجلّی را

ظهیر فاریابی ( ابوالفضل ، طاهر بن محمّد ) ، از شعرای پارسی گوی ، متولّد فاریابِ بلخ و متوفّای سال 598 در تبریز است. من اوّلین بار در اوان نوجوانی اسم ایشان را در کشکول جناب آقای ابن العلم رضوان الله علیه دیدم. آنجا از شاعری نقل کرده که در مدح دیوان ظهیر گفته :

دیوان ظهیر فاریابی

در کعبه بدزد اگر بیابی !

یعنی اشعار او به قدری عالی و راقی است که حتّی اگر در کعبه هم دیوان او را دیدی ، آن را از صاحبش بدزد تا به اشعار او دست یافته باشی !

در روز دوشنبه 26 ذوالقعده 1435 ( 31/6/1393 ) در « تاریخ گزیده » دیدم که مؤلّف ( حمد الله مستوفی ) در مدح یکی از وزرا این بیت را آورده است :

سِزَد گَرَش ننویسم تخلّص و القاب

به ماهتاب چه حاجت شب تجلّی را

[ « تجلّی » ، « تجلّا » خوانده می شود. ]

مصرع دوم را ، که لطافت و حقیقت معنایش بر اهل نظر پوشیده نیست و مجرّب هم هست ، تا به حال در سه جا دیده ام ؛ یکی در همین « تاریخ گزیده » ، دیگری در ابیاتی که از خوشنویس مشهور و چیره دست ؛ میرعماد حسنی رضوان الله علیه ( متوفّای سال 1024 ) ، نقل شده ، و سوم ، در دیوان ظهیر فاریابی.

در بین این سه نفر ، ظهیر فاریابی از همه قدیمی تر است. او – آن گونه که در دیوانش ( ص 37 و 38 ) ذکر شده – در مدح « مختصّ الدین سیّد الحقّ » ( که متأسّفانه هنوز نفمیده ام کیست ! ) قصیده ای آبدار سروده و مطلع این قصیده چنین است :

سفر گزیدم و بشکست عهد قربی را

مگر به حیله ببینم جمال سلمی را

[ در اینجا نیز « قربی » و « سلمی » را « قربا » و « سلما » بخوانید. ]

بعد از چند بیت می گوید :

کمال ذات شریفش ز شرح مستغنی ست

به ماهتاب چه حاجت شب تجلّی را

[ البتّه مصرع اوّل در بعضی از نُسَخ چنین ثبت شده : « کمال دانش او خود ز شرح مستغنی ست ». ]

و امّا جناب میرعماد ، آن گونه که استاد حبیب الله فضائلی رحمه الله در « اطلس خطّ » ( ص 527 ) فرموده ، به او نسبت داده شده که چنین سروده :

هنر چه عرضه كنم بر جماعتي كه ز جهل

ز بانگ خر نشناسند نطق عيسي را

اگر مرا ز هنر نيست راحتي چه عجب

ز رنگ خويش نباشد نصيب حِنّی را

كمال خطّ من از حدّ شرح مستغني است

به ماهتاب چه حاجت شب تجلي را

امّا با کمال احترام نسبت به نسبت دهندهء این ابیات به جناب میر ، باید عرض کنم که از این ابیات ، فقط می توانیم کلمهء اوّل و سوم از مصرع اوّل ، و مصرع اول از بیت سوم را از میر عماد بدانیم و بقیهء شعر از ظهیر فاریابی است ؛ ابیات پانزدهم و شانزدهم از همان قصیده در دیوان ظهیر چنین هستند :

اگر مرا ز هنر نيست راحتي چه عجب

ز رنگ خويش نباشد نصيب حِنّی را

سخن چه عرض كنم بر جماعتي كه ز جهل

ز بانگ خر نشناسند نطق عيسي را

 

صلوات فرستادن در حین قراءة نماز

سؤال : گفته اید اگر در نماز باشیم و بشنویم که اسم پیامبر اسلام [ صلّی الله علیه و آله و سلّم ] آورده شده ، مستحبّ است صلوات بفرستیم ، سؤال من این است که حتّی اگر در وسط خواندن حمد یا سوره باشیم هم می شود با شنیدن اسم رسول خدا [ صلّی الله علیه و آله و سلّم ] ، در همان حال صلوات فرستاد ؟ (1435/10/23)

جواب : بله می شود.

 

فارابی شیعه بوده یا سنّی ؟

سؤال : فارابی شیعه بوده است یا سنّی ؟ (1435/10/9)

جواب : گفته شده مذهب تشیّع داشته و بر این مدّعا به چند دلیل استدلال شده است : 1 ) تصریح بعضی از تراجم نگاران ، مثل سیّد محسن أمین و شیخ آقا بزرگ طهرانی رضوان الله علیهما و بعضی دیگر ، و نیز کلام بعضی از تاریخ فلسفه نگاران ، مثل حنا الفاخوری و جز او ، 2 ) تطبیق دیدگاه او در مورد ریاست مدینهء فاضله ( آرمان-شهر ) با اعتقاد شیعه در مورد ویژگیهای امام علیه السلام ، 3 ) بعضی قرائن دیگر.

اظهار نظر قطعی در این مورد ، منوط به مباحث مفصّلی است که متأسّفانه فعلاً فرصت ذکر آنها نیست.

 

معرفت به امام زمان علیه السلام

سؤال : من منظور از درکِ امامِ زمان را خیلی دقیق نفهمیدم. آیا منظور این است که به امامِ زمانِ خویش باید باور داشت و در راستایِ دولتِ آرمانی آن زندگی خود را ترسیم کرد و تلاش نمود ؟ و یا منظور از درک چیزی دیگری است که عمیقا از راهِ عرفان ممکن شده و میّسر می گردد ؟ آیا واقعا باید امامِ زمان را دید و بعد ادعّا کرد که من امامِ زمانِ خویش را درک کرده ام ؟ (1435/7/20)

جواب : گاهی کلمهء « درک » به معنای رؤیت و ، به اصطلاح ، درکِ محضر ایشان به کار می رود ، و گاهی به معانیِ دیگری هم این کلمه را به کار ببرند. امّا به هر حال ، چیزی که مهم است و در روایات بسیاری ( که هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنّت بسیار نقل شده ) بر آن تأکید شده ، معرفت داشتن به امام زمان علیه السلام است. پس باید برای کسب این معرفت تلاش نمود. و منظور از تلاش برای کسب معرفت به امام علیه السلام ، تلاش برای معرفت داشتن به شئون مختلف امامت ایشان است. به این معنی که برویم به دنبال پاسخ دادن به این سؤالات که امام زمان کیست ؟ چه جایگاهی دارد ؟ وظیفهء ما نسبت به ایشان چیست ؟ و ... مانند آن. وقتی به دنبال این معارف رفتیم می فهمیم که امام زمان سلام الله علیه به منزلهء قلب عالم است و به منزلهء آبِ حیات. واسطهء رحمت حضرت حقّ است و خلیفة الله و کاملترین انسان در زمان ما. امر و نهی او لازم الاتّباع است و ... . اینها نمونه ای از مقامات ایشان است. معرفت به امام زمان علیه السلام مراتب بسیاری دارد ، بعضی از این مراتب برای همهء انسانها قابل تحصیل است ، و بعضی از این مراتب مخصوص کسانی است که با عمل به علم خود و با استقامت در راه خدا ، قابلیّت دریافت علوم خاصّ را پیدا کرده اند و می توانند محرم اسرار خلقت باشند. دیدار آن حضرت - اگرچه خودش بسیار مهم است ، امّا - لزوماً به معنای معرفت به آن حضرت نیست. مهم ، فهم مقامات او و فنای در محبّت ایشان است. صلوات الله علیه و علی آبائه الطاهرین.

 

در محضر علامة سید محمد رضا جلالی

شب چهارشنبه 20 ذوالحجة 1435 ( 1393/7/23 )

در عکس زیر ، نفر سمت راست : سید محمد باقر فاطمی زاده

 

از آفات نظام آموزشی جدید در حوزه های علمیّة

آیت الله شبیری زنجانی همزمان با آغاز سال تحصیلی ، در جمع تعدادی از شاگردانشان ، مطالبی را در مورد بعضی از آثار سوء نظام آموزشی جدید در حوزه های علمیّة فرموده اند. ( لازم به ذکر است که این ایرادها مربوط به مقاطع تحصیلی قبل از درس خارج هستند. در مقطع " درس خارج " این ایرادها یا وجود ندارد و یا بسیار کم رنگ تر هستند. ) در اینجا چند نکته از سخنان ایشان را نقل می کنیم :

- « با این روش درس خواندن دیگر حوزه نمی تواند افرادی مانند شیخ طوسی را تربیت کند. »

- ایشان مدرک گرایی و اجرای سیستم آموزشی دانشگاه در حوزه را آفتهای حوزهء  امروز دانستند  فرمودند : « مدرک گرایی سقوط علمی می آورد. وقتی که پای مدرک به میان می آید ، دیگر علم ملاک نیست [ بلکه ] همه به دنبال این هستند که برای خودشان مدرکی دست و پا کنند. »

- « ما با این شیوه که " این کتاب را حتما تا فلان مدت بخوانید " مخالفیم. درس محدودیت بردار نیست. گاهی باید روی یک عبارت مدتها مطالعه و تفکر داشت. من یک روزی درس می دادم. به من گفتند این درس را تا پایان سال تمام کن ، گفتم با این شیوه درس نمی گویم. حوزه اداره نیست که درس ، زود یا دیر تمام شود. با این شیوه دیگر نمی توان انتظار داشت امثال شیخ طوسی و شیخ مرتضی انصاری از حوزه بیرون بیایند. الان برخی از طلبه ها می گویند ما یک محدوده را تمام نکرده سال بعد به محدوده دیگر می رویم. خب این کار درست نیست. »

 

منوی اصلی

خبرنامه

حاضرین در سایت

ما 5 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

Powered By R.SeyedMoosavi