پخش فیلم

نکته یازدهم ( علم افسانه شخصی )

پائولو کوئیلو کتابی دارد به نام « کیمیاگر ». داستان شگفت انگیزی است ، و اگرچه نسبتاً کوتاه است ، به نظر من ، بهترین داستانی است که کوئیلو نوشته و پر از حکمت است. مضمون داستان ، از یکی از بخشهای « أَلفُ لَیلَةٍ وَ لَیلَة » اقتباس شده است. البتّه در باب منشأ اصلی این داستان ادعاهای دیگری نیز مطرح شده که جای طرح و بررسی شان ایجا نیست. به هر حال ، نویسنده مفهومی را در این داستان مطرح می کند که آن را « افسانهء شخصی » می نامد ؛ آنچه روزی دوست داشتیم بشویم. بسیاری از ما ، شاید چیزی حدود 99 درصد انسانها ، در گیرودار زندگی روزمره ، کم کم و یا یکباره ، این افسانه را فراموش می کنند. از آن یک درصد هم ، عده ای شان ، راه را اشتباه می روند ، به این معنا که ظلمت را رؤیای خویش قرار می دهند ، و در نهایت ، تلاشهایشان در دنیا به هدر می رود. أمّا عده ای سعادتمند ، هم اهدافشان نورانی است و هم در راه تحقّق آن ، به اندازهء لازم و کافی تلاش می کنند و در نهایت شاهد مقصود را در آغوش می کشند.

قومی به جِدّ و جَهد گرفتند وصل دوست

قوم دگر حواله به تقدیر می کنند

علم مفید آن است که أوّلاً : اهداف و آرزوهای ما را ، به صورت تصویری درست و حقیقی از آنچه می توانیم باشیم ، شکل دهد ، و ثانیاً : آنچه برای تحقّق آن رؤیا و وصول به آن مقصود لازم است را به ما بیاموزد. تحصیل این علم بر هر انسانی واجب است.

 

معنای « حتّی یأتیک الیقین » در قرآن

سؤال : چرا در قرآن آمده « وَ اعبُد رَبَّکَ حَتّی یَأتیَکَ الیَقین » ؟‌ وقتی بنده یقینی به وجود خدا نداشته باشد چرا باید عبادت او را بکند ؟ و چنین عبادتی چگونه می تواند به یقین منتج شود ؟ (36/7/5)

جواب : یقین در این آیه به معنای مرگ و یا حوادث بعد از آن است. برای فهم یک متن ، بهترین و معتبرترین راه ، رجوع به قرائن و شواهد تاریخی ( مانند استعمالات کلمات آن متن در أشعار و یا نثرهایی که در زمان صدور آن متن إنشاء شده اند ) است. همهء این شواهد حکایت از این دارند که یقین در این آیهء شریفه ، به معنایی است که گفتیم. شبیه به این تعبیر ، در سورهء مدّثّر نیز به کار رفته است ؛ آنجا که وقتی أصحاب یمین ، که در بهشت مسقرّند ، به مجرمین می گویند : چه چیز شما را به جهنّم وارد ساخت ؟ ، جواب می دهند : « لَمْ نَكُ مِنَ ٱلْمُصَلِّين * وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ ٱلْمِسْكِين * وَ کُنّا نَخُوضُ مَعَ ٱلُخَآئِضِين * وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ ٱلدِّين * حَتَّىٰ أَتَانَا ٱلْيَقِين » یعنی : « ما از نمازگزاران نبودیم * و مستمندان را إطعام نمى کردیم * و پیوسته با اهل باطل همنشین و همصدا بودیم * و همواره روز جزا را انکار مى کردیم * تا زمانى که مرگ ما فرا رسید. »

خلاصه اینکه أمثال این تعبیر ( یأتیک الیقین ، أتانا الیقین و مانند آن ) در قرآن و بعضی از روایات به معنای مرگ و یا حوادث بعد از آن به کار رفته است. حال ، علّتِ این استعمال چیست ؟ و آیا این ، یک استعمال حقیقی است یا مجازی ؟ و سؤالاتی از این دست ، پاسخ به آنها از موضوع این سؤال و جواب خارج است.

 

خواندن تشهد مردد بین رکعت دوم و سوم در نماز مغرب

سؤال : من وقتی که مشغول نماز مغرب بودم ، وقتی تشهّد می خواندم ، شک کردم که آیا این ، تشهّدِ رکعت دوم است یا تشهّد رکعت سوم ، با همین شکّ به خواندن تشهّد ادامه دادم و در آخرش یادم آمد که در آخر رکعت سوم هستم. آیا اینکه با وجود شکّ ، به خواندن تشهّد ادامه داده ام اشکالی ندارد ؟ (35/10/18)

جواب : این کار شما اشکالی نداشته است.

 

سجده زیادی در نماز

سؤال : اگر کسی در یکی از رکعات نماز شک کرد که آیا دو سجده انجام داه یا یکی و احتیاطاً به سجده رفت و بعد از نماز فهمید که در همان موقع شکّ ، دو سجده بجا آورده و بنابراین ، با آن سجدهء احتیاطی ، در آن رکعت سه بار به سجده رفته ، تکلیفش چیست ؟ (36/7/5)

جواب : وظیفهء کسی که در مورد تعداد سجده هایی که در یک رکعت انجام داده شکّ کرده را قبلاً بیان کرده ایم. با توجّه به آنچه در آنجا گفتیم ، در بعضی از حالات ، وظیفهء شخص نمازگزار این است که احتیاطاً یک سجدهء دیگر هم بجا آوَرَد. حال اگر این سجدهء احتیاطی را انجام داد و بعد از نماز فهمید در موقع شکّ ، دو سجدهء آن رکعت را انجام داده بوده ، و بنابراین با آن سجدهء احتیاطی ، در آن رکعت سه بار به سجده رفته است ، این سجدهء اضافی ، مشکلی در نمازش ایجاد نمی کند و نمازش صحیح است.

 

اگر روزه گرفتن موجب طپش قلب و بالا رفتن فشار خون می شود

سؤال : من وقتی روزه می گیرم ، بعد از افطار دچار طپش قلب شدید می شوم و پزشک گفته این طپش قلب شدید به خاطر بالا رفتن فشار خون است. آیا با وجود این مسأله من باز هم باید روزه بگیرم ؟ (36/9/2)

جواب : اگر این طپش قلب و بالا رفتن فشار خون ، موجب ضرر قابل توجّهی می شود ، روزه بر شما واجب نیست. همچنین اگر می ترسید که در اثر آنچه گفته شد ، ضرر قابل توجّهی به شما وارد شود ، و این ترس در اثر احتمالی عقلائی به وجود آمده ، در این حالت نیز واجب نیست روزه بگیرید.

 

آب دادن به حیوانی که می خواهند ذبح یا نحرش کنند

سؤال : آیا آب دادن به حیوانی که می خواهند او را ذبح کنند لازم است ؟ (35/12/3)

جواب : وقتی می خواهند حیوانی را ذبح یا نحر کنند ، مستحبّ است آب در اختیار او قرار دهند تا اگر تشنه است آب بنوشد.

 

توسّلی به حضرت زهراء سلام الله علیها

سؤال : یکی از منبری ها توسّلی را به حضرت زهراء سلام الله علیها نقل کرده به این صورت که بعد از هر نماز در سجده صد مرتبه « یا فاطمة » گفته شود. آیا شما چیزی در مورد این توسّل می دانید ؟ (35/11/20)

جواب : توسّل به حضرت زهراء سلام الله علیها راههای متعدّدی دارد ، امّا متأسفانه چیزی در مورد آنچه در سؤال ذکر شده نمی دانم و در هیچ کدام از منابع معتبری که در اختیار دارم ندیده ام. در این قبیل مسائل باید جانب احتیاط را رعایت کرد.

 

شب دوشنبه دوازدهم ماه رمضان 1436 (1394/4/8)

جناب سیدنا الاستاد آقای حاج سید علی اکبر صداقت

 

تأملاتی در سیاست ( 1 )

همهء ما ، به حکم تجربه ، می دانیم که معمولاً بحثهای سیاسی به جایی نمی رسند ! در واقع ، من تا به حال ندیده ام بحثی سیاسی به نتیجهء مشخّصی برسد ، به این معنا که یکی از طرفین یا اطراف بحث ، قانع شده و به حقّ بودنِ مخالفینش اعتراف نماید. البتّه هر کدام از طرفین دعوا می توانند ادّعا کنند ادلّه شان کافی و وافی است و طرف دیگر از روی عناد و لجاجت و حبّ نفس و مانند آن « حرف حقّ » را نمی پذیرد ، امّا واقعیّت این است که ، در بیشتر موارد ، ماجرا چیز دیگری است.

اصل مطلب این است که قضایای سیاسی ، وقتی در کف جامعه مطرح می شوند ، معمولاً بدل می شوند به قضایای « جَدَلیّ الطرفین » ، به این معنا که تقریباً هر گروهی می تواند برای اثبات درستی ادّعاهایش دلایلی را سرهم کند. دلیل این پدیده آن است که حکمی که ما نسبت به اتّفاقات مختلف سیاسی می کنیم ، ریشه در جمع بندی ای است که نسبت به قرائن و شواهد مختلف داریم ؛ اتّفاقات مختلف را در ذهن خود – اگرچه به صورت ناخودگاه – مرور می کنیم و در نظر می گیریم و در نهایت ، بر اساس آنها حکم صادر می کنیم. حکمی که صادر می کنیم ، در اکثر قریب به اتّفاق موارد ، نه بر اساس امور قطعی و در نتیجه ، نه از مقولهء « برهان » ، بلکه بر اساس هزاران عاملی است که در ذهن ما ، و بیشتر در ناخودآگاه ما ، جولان می کنند و ناشی از نوع تربیت ، محیط زندگی ، دوستان ، تجارب خوشایند یا ناخوشایند و از این جور مقولات هستند. مدّتی قبل با یکی از دوستان که عقاید سیاسی خاصّی دارد و البتّه انسان باتقوایی است گفتگو می کردم. ایشان در مورد یکی از مسائل سیاسی روز اظهار نظرهای تندی می کرد و ادلّه ای که برای اثبات حرفش اقامه می کرد به نظر خودش کافی ، و به نظر من ناکافی بود. من می دانستم دیدگاه ایشان ، متأثّر از محیطی است که سالها در آن تحصیل کرده و الآن هم در همانجا به تدریس و کار مشغول است. بالأخره به ایشان گفتم : « آیا مطمئنید که اگر به جای ... در جای دیگری که از نظر سیاسی نقطهء مقابل اینجاست ( مثلاً ... ) تحصیل کرده بودید و الآن هم در آنجا کار می کردید ، باز هم در مورد این مسألهء سیاسیِ خاصّ همین عقیدهء فعلی را داشتید ؟ آیا مطمئنید که اگر به جای اینکه با ... نشست و برخاست داشتید با کسی مثل ... که از نظر مشی سیاسی نقطهء مقابل اوست دمخور بودید ، باز هم از نظر سیاسی این گونه فکر می کردید ؟ ». دوست منصف من بعد از کمی تأمّل گفت : « باید در این مورد بیشتر فکر کنم » !

روشن است که منظور من این نیست که باید در سیاست قائل به « عدم قطعیّت » شد ، و یا حکم به انسداد باب علم در تحلیل سیاسی کرد. مقصود چیز دیگری است و ان شاء الله در بخش بعد ، توضیحات بیشتری خواهم داد.

 
Submit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

منوی اصلی

خبرنامه

حاضرین در سایت

ما 11 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

Powered By R.SeyedMoosavi