پخش فیلم

« میر عماد » در « تاریخ عالَم آرای عباسی »

میر عماد حسنی سیفی ( 961 - 1024 هـ ) ، از اساتید صاحب سبک خوشنویسی است و به نظر فقیر در طول تاریخ هنر یکی از طراز اوّل هاست. اسکندر بیگ ترکمان در « تاریخ عالم آرای عبّاسی » دربارهء میرعماد می گوید - و نِعمَ ما قال - : « در خطّ نستعلیق ترقّی عظیم رقم نسخ بر خطوط استادانِ ماتقدّم کشید. در نزاکت قلم و قدرت کتابت ید بیضا و درجهء اعلی داشت. خطش بی اصلاح خوش اندام و با مزه بود. میر عبد الغنی تفرشی این رباعی در شأن او گفته :

تا کِلکِ تو در نوشتن اعجاز نماست

بر معنی اگر لفظ کند ناز رواست

هر دایرهء ترا فلک حلقه به گوش

هر مدّ ترا مدّتِ ایّام بهاست »

 

روشهای شمارش آیات قرآن

سؤال : در مقدّمهء تفسیر « مجمع البیان » ، افرادی را نام برده و در مورد چند نفرشان گفته اینها « المدنیّ الأوّل » و در مورد چند نفر دیگر گفته اینها « المدنیّ الأخیر » هستند. معنای این دو عبارت چیست ؟ (36/5/20)

جواب : شمارش آیات قرآن ، به هفت صورت انجام شده است. این هفت صورت ، به شش منطقه منسوبند ؛ دو شیوه منسوب به مدینه هستند که به آنها « المدنیّ الأوّل » و « المدنیُّ الآخَر » ( نامهای دیگر : « المدنیّ الثانی » و « المدنیّ الأخیر » ) گفته می شود ، و پنج طریقهء دیگر این گونه نامگذاری شده اند : « المکّی » ، « البصری » ، « الکوفی » ، « الشامی » ( نام دیگر : « الدمشقی » ) و « الحِمصی ». البتّه طریقهء حِمصی ، نسبت به سایر طرق از شهرت کمتری برخوردار است و بعضی معتقدند مِصری درست است نه حِمصی.

بر اساس هر کدام از این شیوه ها ، تعداد آیات قرآن عدد خاصّی می شود که با نتیجهء سایر شیوه ها متفاوت است ، و در مورد بعضی از این طرق نیز دو یا چند قول وجود دارد. در اینجا به منظور تتمیم فائده ، تعداد آیات قرآن را بر اساس هر کدام از این طرق ذکر می کنیم ، و اگر اقوال دیگری نیز باشد ، در پرانتز و همراه با کلمهء « یا » آنها را ذکر خواهیم کرد ( مقصود از کلمهء « العَدّ » ، طریقهء شمارش است ) :

العدّ المدنی الأوّل 6217 ( یا 6214 )

العدّ المدنیّ الآخَر 6214 ( یا 6210 )

العدّ الکوفی 6236

العدّ المکّی 6210 ( یا 6219 یا 6220 )

العدّ البصری 6204 ( یا 6205 )

العدّ الشامی 6227 ( یا 6226 )

العدّ الحِمصی 6232

این طرق در محتوای قرآن هیچ تفاوتی ندارند و صِرفاً در شمارش فرق دارند ؛ مثلاً طبق دو روش شامی و مکّی ، در سورهء إخلاص ، «لَم یَلِد » یک آیهء مستقلّ است ، در حالی که شیوه های دیگر ، مجموعِ « لَم یَلِد وَ لَم یُولَد » یک آیه است ، و بنابراین ، طبق دو شیوهء شامی و مکّی ، آیات این سوره یکی بیشتر از سایر طرق است.

 

بستن چشمان در حین نماز

سؤال : آیا می شود با چشمان بسته نماز خواند ؟ (36/4/15)

جواب : بستن چشمان در حین نماز جائز است.

 

در هجرت به مدینه ، چه کسی همراه پیامبر صلّی الله علیه و آله در غار بود ؟

سؤال : آیا مصداق « ثانی اثنین » در آیهء 40 سورهء توبه مطمئنّاً خلیفهء اوّل است یا کسی دیگر ؟ (36/4/27)

جواب : آن گونه که در مصادر تاریخی و حدیثی نقل شده ، در هجرت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به مدینهء منوّرة ، سه نفر همراه ایشان بودند : ابوبکر بن أبی قحافة ، عامر بن فهیرة ، عبد الله بن أُرَیقط ( به عنوان راهنمای سفر ) [ نام پدر او در بعضی از مصادر ، أُرَیقد و در بعضی دیگر به صور دیگر ثبت شده ]. امّا در طول این سفر ، در آن وقتی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در غار بودند ، ابوبکر همراه ایشان بود. البتّه أخیراً یکی از مؤلّفین در کتابی که در این زمینه نوشته سعی کرده اثبات کند این شخص ، کسی غیر از ابو بکر بن ابی قحافة بوده ، امّا مشهور همان است که گفته شد.

 

سؤالاتی دربارهء مطالعهء « جامع السعادات »

سؤال : آیا مطالعهء  کتاب « جامع السعادات » نیاز به استاد دارد ؟ اینکه مرحوم آقای بهجت در پاسخ به کسانی که برنامهء سیر و سلوک خواسته بودند، توصیه کرده بودند روزی نیم صفحه از این کتاب را بخوانید و به آن عمل کنید ، برای همه مفید است یا برای مخاطب خاص ایشان ؟ آیا نمی شود این مقدار را تغییر داد و روزی دو صفحه خواند یا روزی کمتر از نصف صفحه ؟ (36/5/3)

جواب : در اینجا دو مسأله هست که استفاده از این کتاب را برای عموم ، و خصوصاً بدون استاد ، مشکل می کند : یکی مشتمل بودن آن بر مباحث فنّی پیچیده ( چنانکه در جواب سؤالی که در مورد این کتاب شده اشاره کرده ایم ) ، و ثانیاً : اینکه اگر هدف از تعلیم علم اخلاق ، سلوک و مانند آن ، ارتقای ظاهری و باطنی انسان است ، هر کس بر اساس شرایط و شاکله ای که دارد باید به این مسائل توجّه کند ، به این معنا که این علم مثل سایر علوم نیست که بشود در دوره ای از زمان و با استفاده از منبعی مشخص و یا مثلاً « سیر مطالعاتیِ » توصیه شده به همگان ، از آن در سیر استفاده کرد. در این زمینه ، آنچه می شود گفت بسیار است ، امّا به دلیل ضیق وقت ، فعلاً به همین قدر اکتفا می کنیم که مطالعهء این کتاب برای دو گروه می تواند مفید باشد : اوّل : کسانی که صرفاً با قصد آشنایی نظری و علمی با این مطالب می خواهند آن را مطالعه کنند و از نظر علمی نیز در حدّی هستند که آن را بفهمند ، و دوم : کسانی که قصد عمل به محتوای آن را دارند ، و در ضمن ، از نظر علمی با مبانی علمی مطرح شده در این کتاب آشنایی دارند یا در مسیر این آشنایی هستند و با نظارت و راهنمایی استاد حکیم حاذقی این مطالعه را انجام می دهند. در غیر این صورت ( یعنی اگر طالب مطالعهء این کتاب غیر از این دو دسته است ) بهتر است به مطالعهء کتب مختصرتر ، مثل « معراج السعادة » و یا « المقامات العلیّة » ( تألیف حاج شیخ عبّاس قمّی رضوان الله علیه ، که در واقع ، خلاصهء « معراج السعادة » و آن هم به زبان فارسی است ) اکتفا کنند.

 

آموختن طب با مطالعه

سؤال : آیا می توان با مطالعه ، طبّ سنّتی را فرا گرفت ؟ (35/12/20)

جواب : می توان با مطالعهء منظم و حساب شده ، با کلّیّات علم طبّ آشنا شد. در این زمینه قبلاً کتابهایی را معرّفی کرده ایم. و این ، برای همهء کسانی که از استعداد و علاقهء متوسّط برخوردارند میسّر است. امّا آشنایی با جزئیّات و دقائق این علم ، آن هم فقط از طریق مطالعه ، عادتاً ، جز برای کسانی که استعدادی فوق العاده و یا علاقه ای بسیار زیاد دارند ، ممکن نیست. این افراد شاید بتوانند درصد قابل توجّهی از جزئیّات علم طبّ را از طریق مطالعه فرابگیرند. البته در این زمینه استثنائهایی هم وجود دارد ؛ یکی از این افراد را من خودم دیده و با او نشست و برخواست داشته ام. ایشان بدون استاد و با مطالعه و البته تجربهء شخصی ، حتی در زمینهء درمان هم کارهای شگفتی انجام داده است و اکنون از اساتید مطرح دانشگاههای علوم پزشکی است. نمونهء قدیمی تر از این استثنائها ، « علی بن رضوان » مصری است. شخصیّت ابن رضوان به جهات مختلف ، همواره مورد توجه من بوده است ... او از اطبای مشهور قرن پنجم بود ( وفاتش در سال 453 بوده است ) و کتابی دارد در باب کیفیّت آموختن طبّ. در این کتاب ، از تجارب خود در این زمینه نیز سخن گفته است و جالب اینجاست که مصرّانه ، روش خودش ( آموختن طبّ با مطالعه ) را توصیه می کند ! این کتاب ، حقیقتاً کتاب شیرین و آموزنده ای ( از نظر تاریخ علم ، روش علمی و مسائل متعدّد دیگر ) است. البتّه معلوم است که همانطور که گفتم ، اینها استثناء هستند و نه قاعده.

 

معنای ترکیبِ « اطراف و اکناف »

سؤال : در عبارت « اطراف و اکناف » ، می دانم « اطراف » جمع « طَرَف » است ، امّا مفرد « اکناف » چیست ؟ آیا اصلاً مفردی دارد یا اسم جمع است ؟ (34/5/1)

جواب : « اکناف » جمعِ « کَنَف » است که چند معنا دارد ، امّا دو تا از این معانی با  ترکیبِ « اطراف و اکناف » تناسب دارند : جانِب و ناحیه.

 

یکی از قدیمی ترین بندرهای جهان

حدود 4500 سال پیش ، همزمان با یکی از فراعنهء مصر به نام « خوفو » ، ساحل دریای سرخ ، در « وادی الجرف » ، 180 کیلومتری جادهء سوئز - زعفرانة ، استان سوئز ( یکی از بیست و نه استان مصر ). در این اکتشاف ، تعداد زیادی ( طبق یکی از گزارشها ، چهل عدد ) پاپیروس ، محتوی نوشته هایی با خطّ هیروگلیف ، نیز کشف شد که آن گونه که گفته اند ، معلومات گرانقیمتی از آن زمان را در بر دارند.

 

منبع : الحیاة

 

نکاتی از تاریخ حوزهء علمیهء نجف اشرف در دوران معاصر

[ آنچه می آید ، متن مصاحبه ای ست که با جناب آقای جعفر نطنزی انجام شده. من با ایشان آشنایی ندارم ، امّا نشریهء « شهر قانون » که این مصاحبه را انجام داده ، از ایشان با عنوان « آیت الله شیخ جعفر نطنزی » یاد کرده و او را از شاگردان آقای خوئی رضوان الله علیه و از نزدیکان آقای سیّد محمد روحانی رحمة الله علیه معرفی کرده است. با توجّه به اطلاعات اندکی که از تاریخ حوزه های علمیه و بخصوص نجف اشرف دارم ، به نظرم می رسد که در چند جا گفته های ایشان دقیق نیست. امّا به هر حال بیشتر آنچه فرموده اند به نظر حقیر درست است و اهل نظر ، آن موارد جزئی را نیز تشخیص خواهند داد. ]

ادامه مطلب...
 

منوی اصلی

خبرنامه

حاضرین در سایت

ما 5 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

Powered By R.SeyedMoosavi